پيام
+
عطش را با نگاه آورده بودند *
ولي سرشار آه آورده بودند /
تـمـام کودکان تشنه آن روز *
به دست تو پناه آورده بودند

دكتر ميكائيل تفكيكي
89/9/15
* سميه *
دل تـو تشنه و بيتاب ميرفت *
به لبيک «عمو به شتاب» ميرفت /
تو دست رود را رد کردي آن روز *
اگــر نــه آبـــروي آب مــيرفــــت
* سميه *
هر چند ز غربتت گزند آمده بود*
زخمت به روان دردمند آمده بود /
گـويـند که از هيبت درياي دلت *
آن روز زبـان آب بــنــد آمـده بود
* سميه *
براي باغبان ياس آفريدند* علي را أشجع الناس آفريدند/ وفا داري و مردي و شجاعت* يکي کردند و عباس آفريدند