پيام
+
الا اي هم نشين دل كه يارانت برفت از ياد ** مرا روزي مباد آن دم كه بي ياد تو بنشينم

ميم - فاء
89/8/19
ميم - فاء
گوشه اي كه جلال ذوالفنون اين ابيات را خوانده ، بي نظير است ...
*جهادي
مرا روزي مباد آن دم كه بي ياد تو بنشينم
* سميه *
:دي
* سميه *
فكر كنم كار از دي گذشته. اي بابا آقاي ابوالحسن پشت سر حاج آقا حرف ميزنين !!!!!!!!!!!!! :دي
* سميه *
بيتا !!!! كوش پس؟
ميم - فاء
ابوالحسن جان ! حرف ميذاري بر زبان ما ها !! ما فقط گفتيم گوشه ! دستگاه و گام و نت و دو ر مي فا سل لا سي و غيره رو خودت اضافه كرديا !! :دي
* سميه *
حاج آقا من گفتم كه پشت سر شما حرف نزنن گوش نميدن كه :ديي
ميم - فاء
الان اين بتهون و باخ چيَن ؟ خوردنين ؟
ميم - فاء
ممنون خواهر گرامي :دي
*علي يزداني*
اي دل
طيبه♥علي
:دي عکسي که گذاشتي خيلي خوشکله سميه جان
* سميه *
سلام طيبه جان. قابل شما رو نداره عزيزم
* سميه *
خواهش ميكنم حاج آقا كاري نكردم كه :دي
كوثرانه
الا اي دلبر ابركمونم عمو جونم عموي مهربونم..
* سميه *
اين مداحيه؟؟
كوثرانه
بله..اين الا اي رو كه ديدم اين اومد تو ذهنم ..بعد آن را نگارانديم::دي
* سميه *
متشكر مي باشيم. خوب بقيش؟؟؟
كوثرانه
بقيه نداشتندي كه ادامه دادندي::دي
* سميه *
عزيزم شما مثل اينكه قهوه تلخ رو كامل حتي چند بار ديدي هاااا :دي
كوثرانه
نه اتفاقا!! ذهنم خودش تراوشندي اين حرفهارو پرونندي چندروزيست درگيرندي::دي
* سميه *
احتمالا به بابا شاه رابط داره :دي
كوثرانه
بابا شاه كي بيد؟::دي
* سميه *
مهران مديري به جون خودش قسم داده كه چيزي نگيم. بايد خودت بري بخري و ببيني اصرار نكن پاي جون مهران مديري در ميونه :ديييييي
* سميه *
بيد!!
كوثرانه
برا جايزشم شده حتمني وَرم وَخرم::دي پس موافقيد بيد بيد؟!::دي
كوثرانه
الهه چه متن آشنايي بيد::دي
رزگل
حاج اقا فياضي اين رو شجريان خونده...وبسيار هم زيباست
ميم - فاء
ئه ؟ شجريان هم خونده ؟ نشنيدم ! ... من آلبوم شيدايي كه جلال ذوالفنون با صديق تعريف ، كار كردند رو ميگم !
* سميه *
كسي بقيش رو مي دونه؟
ميم - فاء
به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم /
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم /
الا اي همنشين دل که يارانت برفت از ياد /
مرا روزي مباد آن دم که بي ياد تو بنشينم /
جهان پير است و بيبنياد از اين فرهادکش فرياد /
که کرد افسون و نيرنگش ملول از جان شيرينم /
ز تاب آتش دوري شدم غرق عرق چون گل /
بيار اي باد شبگيري نسيمي زان عرق چينم /
ميم - فاء
جهان فاني و باقي فداي شاهد و ساقي /
که سلطاني عالم را طفيل عشق ميبينم/
اگر بر جاي من غيري گزيند دوست حاکم اوست /
حرامم باد اگر من جان به جاي دوست بگزينم /
صباح الخير زد بلبل کجايي ساقيا برخيز /
که غوغا ميکند در سر خيال خواب دوشينم /
ميم - فاء
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعين/
اگر در وقت جان دادن تو باشي شمع بالينم /
حديث آرزومندي که در اين نامه ثبت افتاد /
همانا بيغلط باشد که حافظ داد تلقينم /