پيام
+
اي که بوي باران شکفته در هوايت * ياد از آن بهارا که شد خزان به پايت// شد خزان به پايت بهار باور من* سايه بان مهرت نمانده بر سر من

سحر علوي
89/8/3
* سميه *
جز غمت ندارم به حال دل گواهي *
اي که نور چشمت در اين شب سياهي//
چشم من به راهت هميشه تا بيائي*
باغ من بهارم بهشت من کجائي
ساقي رضوان
كجاييي....
* سميه *
من؟؟؟ اي خواهر دست به دلم نزار كه خونه !!! :دي
* سميه *
جان من کجائي کجائي؟که بي تو دل شکسته ام*
سر به زانوي غم نهادم به گوشه اي نشسته ام//
آتشم به جان و خموشم چو باده مانده از لوا *
مانده با نگاهي به راهي که مي رود به ناکجا
ساقي رضوان
مانده با نگاهي به راهي که مي رود به ناکجا.....
* سميه *
اي گل آشنا بي قرارم بيا ***
واي از اين غم جدائي
كافر به طاغوت
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل برحمتک فرجهم