پيام
+
مرا عهديست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کويش را چو جان خويشتن دارم
غزل صداقت
89/7/25
* سميه *
اي شقايق هاي آتش گرفته
دل خونين ما شقايقي است كه داغ شهادت شما را به خود دارد،آيا آن روز نيز خواهد رسيد كه بلبلي ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد؟
سيد مرتضي آويني
* سميه *
ثبت است بر لوح دلم نام و يادتان
* سميه *
خوشا ياس هايي كه بي سر شكفتند *
به امواجي از خون شناور شكفتند //
خوشا شب شكن هاي بي انتهايي *
كه در فصل خونين خنجر شكفتند
* سميه *
باز امشب هوس گريه پنهان دارم*
ميل شبگردي در کوچه باران دارم//
کسي از دور به آواز مرا ميخواند*
از دل اين شب پر راز مرا ميخواند//
راهي ميکده گمشده رندانم*
من که چون رازِ دلِ ميزدگان عريانم//
بايد از خود بروم تا که به او باز آيم*
مست تا بر سر آن راز مگو باز آيم
* سميه *
ابر پوشانده در مخفي آن ميخانه*
پشت در باغ و بهار است و ميو افسانه//
خِرَد خُرد همان به که مسخّر باشد/
عقل کوچکتر از آن است که رهبر باشد
* سميه *
پيش از اين راه صفا اين همه دشوار نبود **
بين ميخانه و ما اين همه ديوار نبود
* سميه *
دل من گرفته زين جا، اي شهيدان نظري