شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

* سميه *

+ " خدايا خسته ام .ماندن طاقتي ميخواهد كه من ندارم . كاش اتفاقي مي افتاد. اين روزها چه قدر دلم هواي فرزند در راهم را كرده . نامش را مهدي بگذاريد .به ياد عهدمان ..."
* سميه *
تو در مسير خدا در ميان خوف و رجا - نشسته روي لبانت تبسمي محزون ** درون من برهوتي است از حقيقت دور - از اين سراب مجازي مرا ببر بيرون ** چگونه طاقت ماندن؟ مرا ببر با خود - از اين زمانه به فرداي ديگري ،اكنون
يا اينكه : فقط خدا مي داند دلم چقدر برات تنگه، به اميد كربلا اينجام ولي هنوز گنبدتو نديدم مي گن هر كي شهيد بشه ارباب مياد سرشو ميذاره تو دامنش كي ميشه پس اربابم بياد....
*جهادي
تو آن قدر به خداي اميد نزديکي* که دست سبز گشايش براي هر گره اي* دريغ و درد که آغوش شهر کوچک بود *براي چون تو بزرگي، شهاب گستره اي
حسين.م
حاج حسين خرازي از شهدايي كه فوق العاده دوسش دارم...
*جهادي
روحش شاد و يادش گرامي
* سميه *
اللهم صل علي محمد و آل محمد
كوثرانه
اللهم صل علي محمد و آل محمد
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top