پيام
+
" خدايا خسته ام .ماندن طاقتي ميخواهد كه من ندارم . كاش اتفاقي مي افتاد. اين روزها چه قدر دلم هواي فرزند در راهم را كرده . نامش را مهدي بگذاريد .به ياد عهدمان ..."

دكتررحمت سخني Dr.Rah
89/7/15
* سميه *
تو در مسير خدا در ميان خوف و رجا -
نشسته روي لبانت تبسمي محزون **
درون من برهوتي است از حقيقت دور -
از اين سراب مجازي مرا ببر بيرون **
چگونه طاقت ماندن؟ مرا ببر با خود -
از اين زمانه به فرداي ديگري ،اكنون
مهدي فداي مهدي عج!!
يا اينكه : فقط خدا مي داند دلم چقدر برات تنگه، به اميد كربلا اينجام ولي هنوز گنبدتو نديدم مي گن هر كي شهيد بشه ارباب مياد سرشو ميذاره تو دامنش كي ميشه پس اربابم بياد....
*جهادي
تو آن قدر به خداي اميد نزديکي* که دست سبز گشايش براي هر گره اي* دريغ و درد که آغوش شهر کوچک بود *براي چون تو بزرگي، شهاب گستره اي
حسين.م
حاج حسين خرازي از شهدايي كه فوق العاده دوسش دارم...
*جهادي
روحش شاد و يادش گرامي
* سميه *
اللهم صل علي محمد و آل محمد
كوثرانه
اللهم صل علي محمد و آل محمد