شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

* سميه *

+ بنام خدا. شيشه شكست
* سميه *
اينجانب امروز لطف فرموده و شيشه ميز رئيس شركت را شكستم
:)) حالا لطف ميكني و پولش رو ميدي!!!:دي
دستت درد نكنه كار بسيار خوبي كردي :دي
* سميه *
نهههههههههههههه. تازه همين امروز حقوقم رو گرفتم
* سميه *
آبجي جون اينكه كار خوبي كردم خودمم ميدونم و بسيار خوشحال مي باشم ولي دلم برا حقوقم ميسوزه
قضا بلا بوده!!!:دي
بگو مي خواستين يه ميز خوب بگيريد كه نشكنه ... به من چه ... نري زير بار پول خسارت دادن و اينا ها :دي
* سميه *
آخه بابا جان اين ميزو 3 - 4 ساله كه خريدن ميز كنفرانسشونه چجوري بگم خوب نبوده ؟!
* سميه *
ساقي جون قضا بلا چرا برا من آخه ؟!!
بگو از حقوقم كم كنيد من دپرس مي شدم و روحيه م كه خوب نباشه توي كارم تاثير مي ذاره و راندمان كاري خودتون پايين مياد ... ديگه خود دانيد :دي ... فردا شركتتون برشكسته شد نگيد نگفتم :)) // تازه مي توني بگي ديگه ميزه عمرشو كرده بود
عزيز يه اتفاق بدتر ميفتاد خوب بود؟؟؟؟ برو خدارو شكر كن خودت چيزيت نشده! فوقش خسارتشو ميدي ميره....بازم خدا رو شكر
پارسا-35
سلام اين ميزا خيلي محكمه چي جور شكستي آبجي
* سميه *
آبجي جون يه چيزي ميگي هاااااااا . آخه اگه براشون مهم بودن دپرس شدن و ابن حرفا كه اصلا حرف خسارت گرفتن و كسر از حقوق رو نميزدن كه . تو كه خودت ميدوني اين چيزا رو!!!!
* سميه *
جناب پارسا همون قضيه ما مي توانيم بود ديگه :دي
پارسا-35
نه اگه خسارت نقدي يه ميز نو بره تو حساب شركت به اونجا نميكشه
به نام خدا ... مباركه
پارسا-35
چي؟
شكستن
پارسا-35
به آبجي بگو مباركه كه تو هزينش مونده.
رفته دعوا!:دي
حسين.م
فك كنم اخراجشون كردن:دي
* سميه *
رفتم دعوا فعلا معاون رئيس چيزي نگفته در مورد خسارت و اينا ولي خود رئيس يه چيز ديگه س :دي
* سميه *
متشكرم شقايق جون از ابراز همدرديت
پارسا-35
اگه صحبت دعوا باشه ما هستيم برا كمك
حسين.م
آخ جون دعوا:دي
* سميه *
واقعا كههههههههه. اينجا همه منتظر اخراج و توبيخ من هستن . لازمه به اطلاع همه برسونم كه خواب ديدين خيزه :دي
* سميه *
فعلا كه خبري نيست تا وقتي رئيس شركت بياد. اونم معمولا از سات 2 به بعد مياد
* سميه *
رئيس شركت اومد :دي
به بههههههههههههههه..آقاي رئيس بندازينش بيرون تا بره سر خونه زندگيش!:دي
* سميه *
برام دعا كنين :دي
* سميه *
ساقيييييييييييي. اگه من يه دونه دشمن مثل تو داشته باشم ديگه نيازي به دوست ندارم كه!!!!!!! :دي
اتفاقا من دوستتم كه دارم اينو ميگم! دشمنت بودم ميگفتم تا عمر داري برو سركار!!!:دي
* سميه *
جهت اطلاع كليه دوستان و دشمنان رئيس شركت ميز را ديد و تنها يك لبخند زد و گفت كه نبايد كتابها را روي ميز گذاشتم. هميننننننن
مي نوش.
ميزش باين زيبايي بود؟
* سميه *
نه ساقيا جون. به اين قشنگي كه نبود ولي خشوكل بود :دي
مي نوش.
آخي حتما خودتم هول كردي!
* سميه *
آره هول كرده بودم اونم چجورم. جالب اينجاست همكارم ميگفت اين كه از قبل شكسته بود !! :دييييييييي
*جهادي
خدا رو شكر كه قضييه به خير گذشت
* سميه *
متشكرم جناب جهادي
*جهادي
خواهش ميكنم خانمي ولي واقعا نگران شدم نكنه پولشو ازتون بگيره
* سميه *
نميدونم چرا ولي از بابت شكستن شيشه يه جورايي خوشحالم :دي
*جهادي
آخه چرا ؟نكنه از شكستن شيشه رو دوست دارين ها؟
* سميه *
اون كه بله ولي اين يه مورد فرق ميكنه. حس خيلي خوبيه وقتي آدم شيشه ميز رئيسشو بشكونه :دي
*جهادي
ولي من اگه كارمندم از اين كارها بكنه...............
سميه نگفتي چطوري شكستيا!!!
* سميه *
اينا جزء‏ اسراره نميشه لو داد :دي
فك كنم جف پا پريده روش!!!:دي
* سميه *
نه بابا منو اين كارا؟؟ اصلا به من مياد جفت پا بپرم رو ميز؟؟
* سميه *
اين كه دليل نميشه
* سميه *
بيتا خوب واسه خودت نتيجه گيري ميكني هااااااااااا :دي
خي اينا نيس؟ پس با يه حركت دست زدي وسط ميز پخش زمين شده؟ عين اينا كه تو فيلما نشون ميده!
* سميه *
حالا كه اينقدر اصرار ميكنيد ميگم بهتون. داشتم كتاباي كتابخونه رو بيرون مياوردم چون بايد مي رفتن اون يكي دفترمون. بعد همه رو هم ميذاشتم رو ميز كناريش (‏همين ميز مذكور )‏ بعد كه تموم شد رفتم دنبال بقيه كارام كه يهو يه صدايي اومد و بقيه ماجرا . قابل ذكر است كه تعداد كتابا چيزي حدود 500 تا 600 جلد بودددددددددد
اووووووووووووووووه..بدتر از جف پا پريدنه كه!!! 5 تا كتابم سنگينه! 500 تا كه ديگه هيچي!!!:))
* سميه *
آره واقعا خيلي بي جنبه ست حقش بود كه اين بلا سرش بياد :دي
* سميه *
آره بابا . ميزاي امروزي كه اصلا به درد نميخوره . با 500 تا كتاب ميشكنه. اينم شد ميز آخه ؟!!!! :دي
چه كم هزينه ! اصلاح الگوي مصرف كرده
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top