شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

* سميه *

+ تو را در مثنوي پيدا نکردم / حضور ديگري پيدا نکردم *** سرودم هر غزل تنها تو بودي / برايت ثانوي پيدا نکردم
* سميه *
اين براي گداي فاطمه عزيزمه. دستت درد نكنه گلم. رسيد دستم
واي چ زود!:دي خواهش ميكنم گلم....انشاءالله مفيد واقع بشه....راستي محب هم باهام بود موقع خريد و ايناش!:دي
* سميه *
واقعا ؟؟‏ يعني اونم ميدونه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
* سميه *
آره منم تعجب كردم كه اينقدر زود رسيد
آره ديگه!:دي
* سميه *
خدايااااااااااااااااااااا من از دست اينا چيكار كنم ؟!!!!!
هيچي! برو عمل كن بهش!:دي
* سميه *
خوب شد گفتي :دي
* سميه *
اتفاقا دارم ميخونمش الان :دي بعدا وقت نميشه
من واقعا موندم شماها چه سركاري ميريد!!!:))
* سميه *
چرا موندي؟؟؟؟؟؟
همه كاراتون رو سركار ميكنيد!!:ديييييييييي
* سميه *
آره ديگه اينجوري كارمون تكميل تره . همه چي باهم :دي
* سميه *
تو ناراحتي اينجوري‏؟
* سميه *
آره واقعا :دي
عجب! من به فكر خودتونم كه فرداي قيامت ميخايد چي جواب بديد!!!:دي
* سميه *
وا !!!!!!!!!!!!!!! مگه ما چيكار ميكنيم كه قرار باشه فرداي قيامت ج بديم هاننننننننننن. ببخشيد ها نميخواستم بگم ولي پس بعضي از اين كارمنداي ادارات چي بايد بگن كه برا يه كار كوچولو مثلا كپي شناسنامه ميگه برو فردا بياد اونوقت نشسته تو اتاقش داره فوتبال مي بينه !!!!
اونام بايد جواب بدن خب! شما دوستاي منيد نگرانتونم خب!!!:دييييييييييي
* سميه *
ببين عزيز دلم شركت ما يه شركت خصوصيه. يعني ارباب رجوع خاص خودش رو داره. و هميشه هم سعي شده به بهترين شكل جوابگو باشيم. اما واقعا بايد برا بعضي كارمندا نگران بود كه نون نارضايتي مردم رو مي خورن !!
گفتم كه! من كه با اونا دوس نيستم!!:دي دعوا داري؟؟؟؟:دييييييي
* سميه *
نه دعوا ندارم عوضش دوستت دارم اگه ميخواي بهت بدم :دي
خلاصه من گفتم حواست باشه ديگه! فردا نياي بگي ساقيييييييييي بيا ضمانت منو بكن!!!:))
* سميه *
نه بابا من ميدونم تو سرت شلوغه بايد ضمانت خيلي ها رو بكني :دي
خب ديگه!!:دي
* سميه *
واقعا هااااا خجالت نكشي تو يه موقع !!! :دي
نه بابا!:دي بخون تو بخون!:دي
* سميه *
سلام محب جون . قربونت برم. خوبي شما ؟ دست شما هم درد نكنه. واقعا زحمت كشيدي
* سميه *
ممنونم عزيز دلم. ميگم محب جون يه خورده اين گداي فاطمه رو نصيحتش كن سربه راه شه :دي
* سميه *
محب جان پس خيالم راحت باشه ديگه. يعني گداي فاطمه ور افتاد ديگه آره ؟؟‏ :دي
نيگا كنا!!! سميه؟!؟!؟! داشتيم؟!؟!؟ محب اون همه منو چرخوندي واقعا شاهكار كردي!!!:))
* سميه *
گداي فاطمه جون محب اون همه تو رو چرخونده چرا با من دعوا داري برو با خودش دعوا كن.
* سميه *
محب جون دست گلت درد نكنه
طفلي ساقي!!!!
با خودش بودم ديگه!!!:دي
* سميه *
ساقي طفلي نداره :دي
زيادم داره! از دست دوستاي نابابش!::دي
* سميه *
محب جون منظورش تويي. مطمئنا با من نيست :دي
جفتتون!:دي
* سميه *
نه ميدونم با من نيستي . برا اينكه محب ناراحت نشه ميگي جفتتون. :دي
اصلا فقط با خودتم!!!:))
* سميه *
نه ميدونم با من نيستي ولي خوب به خاطر محب حاضرم فداكاري كنم ديگه چيكار كنم چاره اي نيست مثل اينكه :دي
طفلي طيبه علي که سرش بي کلاه مونده:دي اصلا معلوم هست چه خبره اينجا؟! منم کتاب ميخوام
كتاب؟!!؟ كتابه چي؟!!! وا طيبه توهم زدي؟!!:دي
خوب منم متخصصم ديگه مگه خبر نداشتيد؟
* سميه *
گداي فاطمه تو گفتي كتاب فرستادي ؟؟‏ همه كارا رو كه نبايد تو روزنامه چاپ كرد يا تو اخبار سراسري اعلام كرد ياتو پيامرسان گفت كه :دي
به هر حال ديگه لو داديد منم کتاب ميخووووووووووووووااااااااام
نه چي ميگه اين توهم زده بابا!!!
* سميه *
توهم فانتزي اونم شديدددددددددددددد :دي
ببين ميخواد توهم يا هر چيز ديگه باشه يا کتاب يا...! در ضمن اين فيد چرا تو صفحه ي من بالا نمياد؟
* سميه *
چون شما تو ليست دوستاي من نيستي !!
=)) طيبه چطوري فيد رو پيدا كردي؟؟!؟!=))
چه جالب آره! درخواست دادم الان نميدونم بخدا اولش بود آخه!
آها يادم افتاد با مديريت محمد حسين اومده بودم ديدم
ديدي گفتم!!:دي
* سميه *
چي گفتي عزيز دلم ؟؟
حالا کتابم چي ميشه؟
ممنون سميه جان! گفتم کتاااااااااااااااااااااااب
* سميه *
وا من چيكاره بيدممممم . گداي فاطمه طيبه خانم با شما هستن :دي
چي ميگي طيبه اين وسط؟؟؟ چي شد؟ تهران نميايد؟؟!؟!؟
* سميه *
طيبه خانم تهران نمياين؟؟ :دي
من!؟ تهران براي چي؟! داريد حرفو عوض مي کنيد؟!
طيبههههههه....يادت رفته؟ تو بي آر تي....:دي
* سميه *
:دييييييييييييي من نيدونم . من سوال گداي فاطمه رو پرسيدم چون براش مهم بود :دي
* سميه *
محب جون خوب كردي من واقعا تو رو تحسين مي كنم بازم از اين لطفا بكن در حق گداي فاطمه :دي
آهان يادم افتاد خواهر فعلا که معلوم نيست مگه ميشه از کار اين مردا سر در آورد؟! :ديــــــــــــــــــــــــــــــــــــي
مگه من بلد نبودم؟!؟! هر چند خودتم گمش كرده بودي!:دي ميرفتيم اونجا كه من گفتم زود ميرفتيم گلزار ديگه نميتونستي جا بزني!!:(( محب جان چي ميگي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بيخيال بابا!!:دي
* سميه *
:دييييييي
اشتغال زائي منم هستما محب جان!:دي
* سميه *
منم با اشتغال زايي موافقم. پس شاغلين: 1- محب علي 2- گداي فاطمه 3- طيبه علي . موفق باشيد :دي
سميه جان!!‏اول منم! محب كه كاري نكرد!! فقط منو الكي گردوند!!!:دي
* سميه *
باشه ببخشيد لايحه فوق اصلاح مي شود: 1- گداي فاطمه 2- محب علي 3- طيبه علي
بعدم اين محب و طيبه خودشون كار دارن! بسسه ديگه! بازم تصحيحش كن!!:))
من رده ي ممتازم خواهر از يک و دو سه گذشته
* سميه *
آخه عزيزم من به فكر خودتم . خوب تنهايي سختت ميشه اين همه كارررررررررررررررررررر :دي
ا ا ا من چه کار دارم ساقي؟!
خبرنگاري!:دي
سميه اين گله حس خيلي خوبي ميده بهم....ممنوووووووووووون
* سميه *
خواهش ميكنم قابلي نداره . انشااله كه زندگيت همين جوري زيبا و پرثمر باشه انشااله كه هميشه گل باشي اماعمرت مثل گل نباشه مادررررررررررررر :دي
انشاءالله عاقبت به خير شيم....:)
* سميه *
انشااله كه سفيد بخت، خوشبخت و عاقبت بخير شي. الهي پير شي ( ادامش چي بود ؟؟ ببخشيد هنوز زياد خوب نگرفتم :دي )
:)) بسسه ديگه تا همينجاشم پيشرفت كردي!:دي
* سميه *
واقعا ؟؟‏فكر ميكني بس باشه ؟
من کار ميخوام
محب جان يکيش و بده به من خوب!
طيبه تو كه داشتي!!!
ا خوب بازم ميخوام به قول قيصر که گفته شاعري که کار نيست... خوب خبر نگاري هم که کار نيست من به فکر ديگرم:دي
معلمي خيلي کاره خيلي
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top