پيام
+
ايوان نجف عجب صفايي دارد ...

علي غريبيان
89/6/15
* سميه *
چند روزه كه بچه هاي زهراي اطهر (س)بابا ندارن؟
ساقي رضوان
واي از دل زينب....
*جواد*
واي...
* سميه *
جانم علي
* سميه *
دور شمع پيکرت ، گرديده ام خاکسترت ..
اي به قربان تو و اين رنگ زرد پيکرت***
از نفس هاي بلندت ميل رفتن مي چکد..
حق بده امشب بميرم در کنار بسترت***
تا نگيرد خون تازه گوشه ي تابوت را..
مهلتي تا که ببندم دستمالي برسرت
* سميه *
حيف شد ، از آنهمه دلواپسي کودکان ..
کاسه هاي شيرمانده روي دست دخترت***
کاش مي مردم نمي ديدم به خاک افتاده است..
هيبت طوفاني دلدل سوار خيبرت***
خلوت شبهاي سوت و کور نخلستان شکست..
با صداي واعلي و واي حيدرحيدرت
* سميه *
شهر کوفه تا نگيرد انتقام بدر را ..
دست خود را بر نمي دارد پدر جان از سرت***
با شمايي که امير کوفه ايد اينگونه کرد..
الامان از کاروان دختر بي معجرت***
مي روي اما براي صد هزاران سال بعد..
ميل احسان مي نمايد غيرت انگشترت
ساقي رضوان
چقد به ارامش اونجا نياز دارم......:((
* سميه *
منم همين طور ساقي جون
* سميه *
مولاي يا مولاي